دارلینگ این د فرانکس
آیندهای دور: بشریت بر ویرانههای زمین، شهر سیارِ «پلنتیشن» را بنا کرده است. در دل این شهر، محلهای به نام «میستیلتِین» یا همان «قفس پرنده» وجود دارد؛ جایی که کودکان در آن زندگی میکنند... تنها مأموریتشان در زندگی، جنگیدن است. دشمنانشان موجودات عظیمالجثه و مرموزی به نام «کیوریو» هستند. کودکان برای رویارویی با این دشمنان ناشناخته، رباتهایی به نام فرانکس را به حرکت درمیآورند. در میان آنان پسری هست که زمانی او را نابغهی کودک میخواندند: شمارهی ۰۱۶، هیرو. روزی دختری مرموز به نام زیرو تو در مقابل هیرو ظاهر میشود و میگوید: «توأم پیدا کردم، عزیزم.»













بازیگر
بازیگر
بازیگر
بازیگر
بازیگر
بازیگر
بازیگر
بازیگر
بازیگر
بازیگر
بازیگر
بازیگر


