کوره
آیزایا رایت، نوزدهساله، سرش توی بسکتبال و بازیهای ویدیویی است. یک سال از دبیرستانش گذشته و نه کاری دارد، نه برنامهای، و نه تصوری از اینکه مرد بودن یعنی چه. در حالی که با مادر مجردش سینتیا چالش دارد، به او اولتیماتومی داده میشود: یا بزرگ شو، یا خانه را ترک کن. میان فشار دوستانش از یک سو و فشار مادرش از سوی دیگر، آیزایا در باشگاه مور فیتنس مشغول به کار میشود، بیآنکه بداند صاحب باشگاه چه تأثیری بر زندگیاش خواهد گذاشت. با دعاهای مادرش و راهنمایی غیرمنتظرهای از سوی مربی تازهاش، آیزایا مجبور میشود با گذشتهاش روبرو شود، از خودخواهیاش دست بکشد و دریابد که شاید خداوند نقشهای بزرگتر برای زندگیاش در نظر دارد.
6,8
63%









کارگردان
بازیگر
بازیگر
بازیگر
بازیگر
بازیگر
بازیگر
بازیگر
بازیگر
بازیگر
بازیگر
بازیگر
